قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1238
تاريخ الفي ( فارسى )
نيفتاد . چون جامههاى سياه پوشيده و دستارهاى سياه بر سر بسته به خدمت او آمدند از آن يك هيبتى در دل او افتاد . بنابراين لباس سياه را شعار خود ساخته و در شب بيست و دوّم رمضان « 1 » - كه موعد بود - ابو مسلم و سليمان با مجموع متابعان از صغير و كبير لباسهاى يكرنگ در بر كرده در حدود مرو كه معسكر « 2 » ايشان بود آتش افروختند . و در اين ايّام جمعى كثير از فرق انام در ظلّ اعلام ابو مسلم جمع گشته چون هلال شوّال به فرّخى و اقبال روى نمود ابو مسلم ، سليمان بن كثير را فرمود تا به خلاف بنى اميه بىاذان و اقامه به اقامت نماز عيد و شرايط امامت قيام و اقدام نمايد و بعد از آن به منبر رفته ايستاده خطبه خواند . سليمان به موجب فرمان عمل نموده بعد از آنكه از منبر فرود آمد ابو مسلم خوان كرم گسترده خلايق را طعام داد . آنگاه به نصر سيار ، كه از قبل مروان والى خراسان بود ، نامهاى نوشت و او را به بيعت عباسيان خواند . چون آن مكتوب به نصر رسيد بسيار متحيّر و سراسيمه گشته و غلام خود ، يزيد نام ، را با چند هزار سوار به محاربهء ابو مسلم فرستاد . ابو مسلم ، مالك بن هيثم خزاعى را به مقابلهء يزيد نامزد كرده نايرهء قتال ملتهب گردانيد . آخر الامر يزيد را با رسن گران گرفته پيش ابو مسلم فرستاد . ابو مسلم فرمود تا او را وا كرده پيش نصر فرستادند . نصر از شنيدن اين خبر بسيار پريشان گشت و ابو مسلم با لشكرى متوجّه نصر سيار شد . نصر از جرأت او ترسيده و هراسان گشته قصد كرد كه به خدمت ابو مسلم مبادرت نموده شرط متابعت به جاى آورد . آخر الامر بنابر كثرت توهّم گريخته به جانب رى رفت و در آن ولايت بيمار شده او را در محفّهاى برداشته به جانب ساوه بردند و در ساوه به آن عالم انتقال نمود . ابو مسلم بعد از فرار نصر در مرو رايت اقتدار برافراشته از اصحاب نصر و مروانيه هركه را مىيافت به قتل مىرسانيد و تمامى ممالك خراسان ابو مسلم را مسلّم گشت و پايهء قدر او ارتفاع يافته از فرق فرقدين گذشت . « 3 » * * *
--> ( 1 ) . اشپولر تاريخ بيست و پنج يا بيست و شش رمضان ، مطابق با نهم و دهم ژوئن سال هفتصد و چهل و هفت ميلادى ، را ثبت كرده است ؛ - تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ، ص 66 . ( 2 ) . ابو مسلم نخست در دهكدهء سيقذنج [ - سقيدنج ، سفيدنج محلّى در سه فرسنگى مرو ] ، پس از آن در ماخوان نزديك مرو سنگربندى كرد ؛ - پيشين . عبد الحسين زرّينكوب مىنويسد : در قريهء سفيدنج از توابع مرو الرود در خانهء سليمان بن كثير [ در رمضان سال صد و بيست و نه هجرى ] دعوت را علنى كرد ؛ - تاريخ مردم ايران ، ص 44 ؛ نيز ؛ - تاريخ ايران كيمبريج ، ج 4 ، ص 50 . ( 3 ) . بنا به روايت مدائنى ، عدّهاى از فقها و زهّاد خراسان در اين موقع به نزد ابو مسلم آمدند تا بدانند اين ابو مسلم كيست و چه مىخواهد . امّا ابو مسلم آنها را نپذيرفت و گفت : « كارهايى در پيش است كه ما را براى اينگونه گفتوشنودها فرصت نمىدهد . » اين كارها عبارت بود از تعقيب نصر سيّار و پيشروى به سوى عراق و شام .